رنگ در دکوراسیون داخلی
تاثیر رنگ در دکوراسیون داخلی
دکوراسیون داخلی ساختمان سازی
ساختمان‌ سازی
نمایش همه

معماری و هنر در ارتباط با دکوراسیون داخلی

معماری و هنر در ارتباط با دکوراسیون داخلی

معماری و هنر در ارتباط با دکوراسیون داخلی

بیشتر ساختمان‌ها، بر اساس نیازهای اجتماعی انسان طراحی می‌شوند؛ در روند ساخت، افراد زیادی به کار گرفته می‌شوند و به تخصص‌های دیگری به جز معماری هم نیاز هست. قوانین و آیین‌نامه‌های ساختمانی نیز، تصمیم‌گیری‌های معمار را محدود می‌کنند.
معمار تصمیم‌گیرندهٔ نهایی در طراحی سازه است؛ ولی موارد فوق‌الذکر و به‌ ویژه مطالبات کارفرما، بر تصمیمات او اثر می‌گذارند. دربارهٔ نمای ساختمان‌ها هم تا حدودی شرایط به همین منوال است و سیاست‌های شهرسازی چهارچوبی نسبی را برای حفظ انسجام شهری دیکته می‌کنند.
با این وجود، نباید به خواست اجتماع و شرایط محیطی و قانونی، به دیدهٔ موانعی در برابر اهداف هنرمندانهٔ معمار نگریست.
موضوع معماری به عنوان علم یا به عنوان هنر، بارها در گذشته مورد بحث و اختلاف نظر بوده است. بیشتر مردم معتقدند که معماری دارای هر دو جنبه است، اما با نسبت‌های متفاوت و گاه بر حسب شرایط روز، هر گروهی آن را به طرف مطلوب خود متمایل می‌داند: معماران طالب جاذبهٔ بصری و فرم، معماری را به این جنبه‌ها متمایل می‌دانند و معماران برنامه‌ریز و طرفدار سیر پرسش‌ــ پاسخ، اجتماع‌گرا یا معتقد به معماری خورشیدی، موضع متناقضی در برابر معماران فرم‌گرا اتخاذ می‌کنند. برای درک توده و حجم معماری، دیدگاه هنری، لطیف‌تر از علم می‌نماید. با اینکه در تعریف هنر، معمولاً کمتر اتفاق نظر در جوامع دیده می‌شود؛ در حالی که پذیرش اصل هنر در جوامع، مشترک است.

رنگ در معماری

رنگ‌ها تأثیر متقابلی بر همدیگر دارند و وقتی کنار هم قرار داده می‌شوند، اثر و جلوهٔ بصری‌شان تغییر می‌کند. رنگ‌ها دارای سه بُعد دیداری متغیر هستند که عبارتند از: فام یا ماهیت رنگ، که بر اساس درجهٔ مثلثاتی از صفر تا 360 درجه متغیر است؛ درخشندگی یا نسبت عکس میزان ترکیب رنگ مورد نظر با رنگ مشکی و پرمایگی فام (درجهٔ اشباع) یا نسبت عکس میزان ترکیب آن با رنگ سفید.
در رنگ‌های جوهری، فام‌های اصلی یا اولیه عبارتند از: قرمز، آبی و زرد. فام‌های ثانویه، نارنجی، سبز و بنفش هستند که مخلوط کردن مقادیر مساوی از دو فام اصلی به دست می‌آیند. فام‌های ثالثیه، از مخلوط کردن فام‌های اولیه و ثانویه به دست می‌آیند؛ مانند: پرتقالی، قرمز نارنجی، قرمز بنفش یا ارغوانی، آبی بنفش یا لاجوردی، آبی سبز یا فیروزه‌ای و سبز مغز پسته‌ای.
درخشندگی رنگ، بعدی است که درجهٔ نسبی تیرگی و روشنی آن را مشخص می‌کند رنگ زرد بیشترین درخشندگی و بنفش کمترین درخشندگی را دارد.
درجهٔ اشباع یا پرمایگی رنگ، میزان خلوص فام آن را مشخص می‌کند؛ در طبیعت به ندرت می‌توان فام خالصی یافت.
دیوارها و محیطی با رنگ‌های سرد روشن، کاهش مختصری در دمای بدن ناظر ایجاد می‌کنند و رنگ‌های گرم، افزایش مختصر دمای بدن ناظر را به همراه خواهند داشت. از دیدگاه بصری، رنگ‌های گرم، برجسته‌تر و جلوتر از رنگ‌های سرد دیده می‌شوند.
تأثیرگذاری ساختار کلی صحنهٔ دکور نسبت به جزئیات، بسیار بیشتر است؛ لذا انتخا‍ب درصد بیشتر رنگ‌های هارمونیک(رنگ‌هایی با فام‌های مشابه) و درصد تضاد کمتر در ساختار کلی صحنه، به ترکیب‌بندی آرامش‌بخش محیط مورد دکوراسیون کمک می‌کند.
هر جسمی با وزن رنگی مشخص، به نسبت ابعاد و شدت رنگ خود، توازن محیط را به طرف رنگ خود متمایل می‌کند؛ و به فراخور شکل حجمی و رنگ، روی کلیت دکور تأثیر می‌گذارد. همانگونه که گفته شد، جزئیات و اجسام کوچک، کمتر و محیط، پس‌زمینه و احجام بزرگ‌، بیشتر روی مجموع صحنه و دکور مؤثرند.
رنگ‌های نارنجی و آبی، رنگ‌های مکمل هستند و مخلوط این رنگها، رنگ خاکستری بوجود می‌آورد؛ البته کاربرد این دو رنگ در کنار هم در دکور، هارمونیک نیست؛ چون همان‌گونه که گفته شد، آنها فام‌ها(ماهیت رنگ) متفاوتی دارند. اما حضور جزایری از هر کدام از آنها در دریایی از دیگری، تکمیل‌کنندهٔ چاشنی‌‌وار و متوازن دیگری می‌شود.
وقتی ناظر به محوطه دکوراتیو وارد می‌شود، نورهای متناوباً نارنجی و آبی ملاحظه خواهد کرد، که دیوارها آنها را نسبت به محل قرارگیری وی در هر لحظه، با زوایای متغیر منعکس می‌کنند. این تأثیر متقابل، احساسی از غنای رنگ به بیننده می‌دهد..
سطوح رنگی، خود می‌توانند مانند خطوط، مناطق بصری محیط را از هم جدا کنند و تباین دیداری به دست بدهند.
از سوی دیگر، شکل‌ها و حجم‌ها هم دارای خصوصیات مفهومی و زیباشناسی خود هستند. هنگام طراحی، این کیفیت‌ها را هم می‌بایست در کنار وزن رنگی آنها لحاظ کرد و از دیدگاه معماری با هم مطابقت داد.
مربع، نشان‌دهندهٔ جرم، و حدود مشخص است و علاوه بر القای وزن خود، احساسی مبنی بر امتداد و تجربهٔ حرکت را ارائه می‌کند. مثلاً اشکال چهارگوش، با رنگ قرمز همگونی دارند و وزن طیف‌های قرمز، با شکل پایدار مربع سازگار است.
مثلث با زوایای حاد، احساس پویایی، جست و خیز و حتی تا حدودی تهاجم را القا می‌کند. از سوی دیگر، مثلث سمبل تفکر است و حالت وخصوصیت بی‌وزن و شناور آن، با طیف‌های زرد و زرد روشن هماهنگی دارد.
دایره با انحنای مطلق خود، برعکس مربع، احساسات را تلطیف و معتدل کرده، احساس آرامش و پویایی آهسته‌ای را القا می‌نماید؛ در واقع، دایره سمبل روح است که حول مرکزش، در درون خود همواره در حال گردش و حرکت است. تشکیل فرم کلی متوازن و متناسب در دکور مورد طراحی، مستلزم تطابق و تناسب هر رنگ با شکل مربوط به خود است؛ اگر رنگها و شکل‌ها در بیان حالات، احساسات و انتقال مفاهیم یکسو و موافق باشند، تأثیر آن‌ها در جذابیت دکور بسیار تقویت خواهد شد.